بر ديواره جنوبي صفه چهار سنگ نوشته از گفته هاي داريوش بزرگ وجود دارد. دو کتيبه به زبان و خط فارسي باستان نوشته شده است ،يکي به عيلامي و ديگري به بابلي.
نخستين متن فارسي باستان:
« اهورامزداي بزرگ که مهست (بزرگترين) خدايان (است)،او داريوش را شاه افريد، وي را پادشاهي بخشيد، به خواست اهورامزدا داريوش پادشاه است. گويد داريوش شاه: اين کشور پارس ـ که اهورامزدايم به من سپرد،که زيبا، خوب اسپ و نيک مردم است ـ به خواست اهورامزدا و من،داريوش شاه، از ديگري نمي ترسد. گويد داريوش شاه: چنان باد که مرا اهورامزدا و بغان (ايزدان) دوره شاهي پشتيباني دهند! و اين
سرزمين را اهورامزدا از سپاه (دشمن) ، از سال بدو از (ديو) دروغ بپاياد! بدين سرزمين سپاه، بد سالي و دروغ مياد! اين را من از اهورامزدا با ايزدان خاندان شاهي به نماز خواستارم ، باشد که اهورامزدا و ايزدان خاندان شاهي اين خواهشم را براورند.»
دومين متن فارسي باستان:
«من (هستم) داريوش،شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهاي بسيار، پسر ويشتا سپه، هخامنشي. گويد داريوش شاه : اين است کشورهايي که به خواست اهورامزدا،من به ياري اين مردم پارس از ان خود کرده ام، که بيم من به دلشان نشست و مرا باج اوردند: عيلام، ماد، بابل، عربستان، سوريه ، مصر، ارمنستان، کاپادوکيه، لوديه، ايونيه، يونانياني که در جزايرند، و کشورهايي که در ان سوي دريا[ي اژه] اند، ساگارتيا،خراسان، سيستان، هرات، بلخ، سغد، خوارزم، ناحيه صد گاو، رخج ، هند شمال غربي، گندارا، ناحيه سکاها،مکران. گويد داريوش شاه: اگر تو چنين مي انديشي: « چنان باد که از ديگري نترسم.» اين قوم پارسي را بپاي ، اگر
قوم پارسي پاييده شوند ، اهورا برکت جاوداني بر اين قوم ( دودمان) ارزاني خواهد داشت.»
در نوشته سومي ـ به عيلامي ـ از ساخته شدن ارگ پارسه سخن رفته است:
«....چونان که بر بالاي اينجا ، اين دژ ساخته امد، پيش از ان در اينجا دژي ساخته نشده بود، به خواست اهورامزدا اي ارگ را من ساختم. اهورامزدا و ديکر ايزدان را خواسته بر ان بود که اين ارگ ساخته شود، پس من ان را براوردم و ان را ايمن،زيبا و کافي ساختم،چنان که دلخواهم بود.و داريوش شاه گويد: چنان باد که اهورامزدان با ديگر ايزدان مرا بپايند!و نيز اين ارگ را و گذشته از اين ، مباد انکه هر انچه در اينجا بر پاي کرده شده به چنگ بدخواه و بد انديش افتد!»
نوشته چهارم به زبان بابلي:
« بزرگ است اهورامزدا، که مهست خدايان است، که اسمان و زمين را افريده، که مردمي را افريده و شادي را براي مردم افريده که بر ان [زمين] مي زيند،که داريوش را شاه کرده، و به وي در اين جهان فراخ شهرياري بخشيده که داراي سرزمين هاي بسيار است [همچون] پارس، ماد و ديگر کشورها ، با زبان هاي گوناگون ، هم کوهستاني و هم هامون، هم اين سوي دريا و هم ان سويش، هم اين سوي بيابان و هم ان سويش. گويد داريوش شاه: اينهايند مردماني که انچه در اينجا به تاييد اهورامزدا کرده امده است، انجام داده اند،درست به همانگونه که فدمانشان دادم: پارس و ماد، و ديگر بوم ها که مردمانشان زبان گونه گون دارند، هم کوهستان و هم هامون دارند، هم اين سوي دريايند و هم ان سويش،هم اين طرف بيابانند و هم ان طرفش. هر انچه کرده ام به پشتيباني اهورامزدا بوده است. چنان باد که اهورامزدا و ديگر ايزدان مرا بپايند و انچه را که بنا مي کنم. »
منبع: راهنماي مستند تخت جمشيد نوشته عليرضا شاپور شهبازي.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر