۱۳۸۷ مرداد ۱۰, پنجشنبه

ازدواج در ایران باستان

زن و شوهر پیش از وقت یکدیگر را می پسندیدند و سپس عقد زناشوئی را بنابر آئین خاصی می بستند . دختران در همسرگزینی حق انتخاب داشته و تمایل و علاقه زن به مرد را اساس خوشبختی می دانسته اند . دختران می توانستند به میل خود ازدواج کنند و اگر دختری عدم موافقت خود را در همسری مردی اعلام می کرد ، پدر نیز ناگزیر سخن او را می پذیرفت . در چنین وضعی پدر نمی توانست او را از ارث محروم سازد یا بوسیله دیگری کیفر دهد . از طرف دیگر ، مقام دختری که بی اذن والدین همسر اختیار می نمود در مقایسه با دختری که با اجازه والدین شوهر می گرفت ، پست تر بود . دیدار چهره و روی زن ، جهت انتخاب و پسند مرد نیز لازم بود . دختران را در سن 9 سالگی نامزد کرده و آنها را بعد از سیزده سالگی عروسی می کرده اند و محتمل است سن قطعی عروسی ، 15 سالگی بوده ، زیرا که طبق اوستا سن بلوغ پسرها و دخترها هر دو پانزده می باشد . پس از عروسی ،داماد عروس را به خانه خود می برده است که اصطلاح اوستائی آن (( وز Vaz )) است که به معنای خانه بردن عروس و زن گرفتن بوده است . دختران در دعاهای خود شوهران قهرمان و زیبا می خواستند .
شوهر مورد علاقه دوشیزگان دوره کیانی(هخامنشی) شوهری است که در تمام دوران حیات بتواند معیشت را تأمین کند و اولاد دهد ، شوهری باشد با فهم و حاضر زبان .
رسم جهیزیه دادن به دختران معمول بوده است . طبق سندی که از لوح های تخت جمشید بدست آمده ، داریوش به دختر خود علاوه بر اموال دیگر صد رأس گوسفند جهیزیه داده است .
استرابون می نویسد : " موقع ازدواج در ایران اوایل بهار است . داماد تمام روز را از خوردن غذا خودداری می کند ولی قبل از اینکه داخل اتاق زفاف شود ، قدری میوه یا مغز استخوان شتر می خورد . "
خواستگاری
خواستگاری بوسیله واسطه ای که از طرف داماد مشخص می شد ، انجام می گرفت . مظاهری در این زمینه می نویسد " خواستگاری در دوره ساسانی عادت داشته است که وظیفه دشوار و باریک خواستگاری را به عهده پدر یا سرپرست خود بگذارد . گاهی هم اینکار را بدست پدر و مادر یا دوستان خویش می سپرد و این مردان که این رسالت را بعهده می گرفتند ، نمی بایست جوان باشند که می بایست سالخورده باشند و عمیقاً به جزئیات رسوم و آداب آشنایی داشته باشند . هدایا و دسته گل به دست ، به خانه پدر دختر می رفتند .
پدر دختر هرگز ، جا به جا ، یعنی همین که خواستگاری صورت می گرفت رضای خود را اعلام نمی داشت . دستکم ، چند روزی ، چه برای گرد آوردن برخی اطلاعهایی درباره خواستگار و چه برای استفسار رأی دخترش ، زنش و دیگران ... صبر می کرد . اگر دوشیزه پیشاپیش جوان را دیده بود و می شناخت و دوست می داشت ، هر آینه در رضا دادن به این کار کوتاهی نمی کرد و پدرش می توانست به نمایندگان داماد آینده اش جواب مساعد بدهد .
شیرینی خوران
پس از خواستگاری دو طرف رفته رفته با یکدیگر آشنا می شوند ، رسمی به جای می آورند که شیرینی خوران خوانده می شود و مقدمه توافق یا به زبان دیگر "نامزدی" دو طرف است . " شیرینی خورده " که همان نامزد زناشویی باشد ، هنوز در قید " تعهد " کامل یا رسمی نیامده است ، چندانکه این آئین همیشه در آغوش خانواده و به شکل خصوصی برگزار می شود، پاک جنبه نوید ازدواج ، وعده ازدواج است .
این مراسم در ایران ، هند ، شمال پامیر و تاجیکستان نیز وجود دارد . در ایران هدایایی از یک جفت دستبند ، گوشواره و جواهر یا چیزی دیگر برای دختر بوجود می آید و " چشم روشنی " خوانده می شود . از طرفین دو نماینده انتخاب می گردد که گواه بودند که مثلاً سه هزار سکه به پدر عروس بدهند و یا در سرودی به زبان پازند که در مراسم عروسی خوانده می شود به جای سه هزار سکه به پدر عروس ، دوهزار سکه نقره و دو عدد سکه طلا به عنوان مهریه عروس تعلق گیرد .
مراسم ازدواج
عروس و داماد جلوی سفره عروسی می نشینند . روی سفره کتاب اوستا ، چراغ و لاله روشن ، گلاب پاش ، آئینه ، شیرینی و نقل ، انار شیرین ، یک عدد تخم مرغ و آجیل می گذارند . پس از حضور مؤبد روبروی عروس و داماد می نشیند و قطعاتی از اوستا به آهنگ شیرین می خواند . پیمان عقد نوشته می شود و به امضای گواهان عروس و داماد میرسد و آن روقه قباله عروس می گشت .

پیوندهای ازدواج در ایران باستان :
در آیین زرتشت یک مرد حق ندارد بیش از یک زن داشته باشد و چند زنی در مذهب زرتشتی روا نیست.ولی خود پیوند زناشویی در عهد باستان بنا به حالت و وضع شوهر به پنج نوع مختلف دسته بندی و در دفتر ازدواج ثبت می گردیده است که عبارتند از
1- پادشاه زن
2- چاکر زن
3- ایوک زن
4- ستر زن
5- خود رای زن

1- پادشاه زن:وقتی دختری بعد از رسیدن به سن بلوغ با موافقت و صلاحدید پدر و مادر خود به عقد و ازدواج پسری در می آید و بطور کلی همه دخترانی که برای نخستین بار ( با رضایت پدر و مادر خود ) عروس می شدند پیوند آنها با نام پادشاه زن بسته می شد و بهمین نام در دفتر ازد.اج ثبت می گردید .پادشاه زن از کامل ترین حقوق و مزایای زندگی زناشویی بهره مند می شد و امور خانه و فرزندان را با شوهر مشترکا" اداره می نمود آنان همواره بر این عقیده بودند که پیوند ازدواج نه تنها در جسم بلکه در روان زن و شوهر بسته می شود و زن و شوهر نه تنها در طول زندگی وابستگی جدائی ناپذیر نسبت به هم دارند بلکه پس از درگذشت نیز در در دنیای دیگر باز همان نسبت زناشویی میان یک زن و شوهر بویژه زوجی که عقد آنها به پادشاه زنی بسته شده باشد موجود است.
2- چاکر زن: اگر زن بیوه ای پس از درگذشت شوهر نخست خود بعقد و ازدواج دیگری در می آمد این پیوند را با نام چاکر زن ثبت می کرده اند.این زن در سراسر زندگی در خانه شوهر مقام کدبانویی داشته و از همگی حقوق و مزایای پادشاه زن در طول عمر برخوردار بوده است ولی پس از درگذشت آئیین کفن و دفن تا 30 روز از طرف شوهر اول و پس از آن تمام هزینه ها بعهده خانواده شوهر اولی بود – این امر بخاطر آن بود که ایرانیان باستان اعتقاد داشتند که در دنیای دیگر این زن از آن شوهر نخستین خود می باشد و به همین علت پیوند زناشویی او با شوهر دوم با نام چاکر زن بسته می شد.
3- ایوک زن: وقتی مردی دارای فرزند پسر نبود اگر فرزند او منحصر به یک دختر بود ازدواج این دختر و اگر دارای چندین دختر بود ازدواج دختر کوچک او تحت عنوان ایوک زن ثبت میگردید و نخستین پسری که از این زناشویی بوجود می آمد بفرزندی جد مادری خود در می آمد. این فرزند پسر از آن پس با نام پدربزرگش خوانده میشد. گاهی مغرضان که می بینند پسر در عوض آنکه با نام پدرش خوانده شود به نام پدر بزرگش خوانده می شده ایرانیان باستان را به ازدواج با محارم ( دختر خود) متهم میکنند در حالیکه این امر به هیچ عنوان صحت ندارد. و مبنای این نامگذاری ازدواج به سبک ایوک زن بوده است.

4- ستر زن: واژه "ستر" در زبان پهلوی به معنی فرزند است.در دوران باستان چون پسر بالغی بدون زن زن و فرزند فوت مینمود خویشان و بستگان او میبایستی دوشیزه ای را به خرج خود و بنام آن در گذشته زیر نام ستر زنی بعقد و زناشویی جوان دیگری در آورند تنها با این شرط که زوجین متعهد می شدند که یکی از فرزندان خود را به فرزند خواندگی شخص در گذشته بدهند.
5- خود رای زن : در ایران باستان چنانچه پسر و دختری که به حد رشد قانونی رسیده بودند نسبت به هم علاقه باطنی پیدا کرده و خواستار زناشویی با هم بودند ولی پدر و مادر دختر به علتی به این امر رضایت نمی دادند عقد زناشویی آنها بدون تمایل والدین دختر در دفترها تحت عنوان خودرای زن ثبت میگردید.چنین دختری از ارث پدر و مادر خود بهره ای نمی برد

هیچ نظری موجود نیست: